بچه تهرانپارس
در مورد شعر زیبای جناب علی بداغی شاعر بزرگ "پنجِ وارونه چه معنا دارد ؟"

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان و عزیزان و سال نو مبارک با کلی تاخیر!!

عرض شود که با عرض شرمندگی از اسفندماه تا همین الانش تو فروم خودمون یعنی اینجا (http://www.p30city.net) درگیر بودم و اونجا با نام خودم مدیریت بخش موبایل رو برعهده دارم که خداییش هم داره فروم خوب و پرباری میشه

بعد امروز اومدم برای تقدیم به دلارام عزیزم دو قطعه شعر دیگه اضافه کنم که یدم ای داد بیداد سر این شعر جناب بداغی چندین عزیز اومدند و کامنت گذاشتند و نظر دادند و البته خود جناب علی بداغی عزیز خالق اشعار زیبا و بسیاری چون پنج وارونه چه معنا دارد و البته بسیاری اشعار زیبای دیگر هم اومدند و کامنت گذاردند

حتی بهداد عزیز (پسر گرامی ایشون ) نیز کامنت گذاشتند

خلاصه من شرمنده این دو بزرگوار شدم و تمام اونایی که کامنت گذاشتند و یا منو به گروههای یاهو و گوگل خودشون دعوت کردند.

من متشکرم بابت اینهمه دعوت شما منتها والله و بالله دستم به قلم نمیره تا دلم آروم نشه لارام عزیزم کنارم نباشه

والا عین همون روزهای طلایی دفتر خاطرات تو فروم نیکصالحی (همان زمان مدیریت و تاسیس گروه خاطره نویسانم) م نشستم و زیبا و زشت و ملول و غمیگین و طنز و هزل براتون می نوشتم و نوشتن رو وسعت می دادم...

حالا چه خوب چه بد اینی که از دستم بر می اومد ولی فعلا این هم میسور نیست بسکه امیر عباس انصاری فعلا گردنش کج و مثل گردن شکته ها داره غصه میخوره

بگذریم...

کامنتهای جناب بداغی رو تو پستم تو وبلاگ درج می کنم تا کسانی که دنبال کتاب ایشون و تازه نوشته های ایشون هستند راحت تر باشند

ضمنا وبلاگ ایشون رو که توسط خودشان و بهداد عزیز مدیریت میشه رو میتونین اینجا ببینید ( http://dindamal.blogfa.com )

و در فروم خودمان نیز یک قسمت مال خود جناب علی بداغی هست که تاپیکی به نام این عزیز زدم و در اونجا هم می تونین با ایشون تماس داشته باشین و درمورد اشعارشون نظر داده(علی بداغی شاعری معاصر و گمنام .... اما بسیار قابل احترام ( اشعار علی بداغی ))

در هر حال هنوز هم ماهی و آب و زندگی در جریانه

پس عیدتون مبارک ( میدونم تبریکم بیاته)

سال نو هم مبارک ونشالله سال خوبی برای همه شما باشه و عزیزانتان و البته خودم و دلارام عزیزم.:

اینم اطلاعات کتب جناب علی بداغی و باقی کامنتها و قضایا... ( چه وبلاگی شده خداییش !!)

 کامنت شاعر بزرگ جناب علی بداغی خالق شعر پنج وارونه چه معنا دارد تو وبلاگ کوچولی من.

( استاد عزیز من یک که هم خوشحال شدم و هم شرمنده )

گلگلگلگلگلگل

به پاسِ تمامِ مهربانی‌هایتان که انگیزه‌ی بودنی همیشه‌بارانی ست

علی بداغی

خداحافظ
 

کامنت بهداد بداغی که لیست تمام کتب و قیمت و... را درج کرده اند :

 بهداد بدااغی

پنجمین مجموعه‌ی شعر علی بداغی
نامِ کتاب: دیگر/نه ترانه حریفِ دل‌تنگی‌ام می‌شود/نه گریه‌های تنهایی/نمی‌آیی؟
ناشر: نشر اشاره ۶۶۴۱۸۹۱۱ ـ ۶۶۴۸۱۵۱۱
نوبتِ چاپ: اوّل/زمستان 86
رسم‌الخط، حروف‌چینی، صفحه‌بندی و طرح جلد: بهداد بداغی
پخش و فروش:
تهران:-خیابان انقلاب، روبه‌روی نبش جنوب شرقی دانشگاه تهران، انتشارات مروارید 66467848
۲-فلکه‌ی دوم آریاشهر، به سمت فلکه‌ی اوّل، کتاب‌فروشیِ جنب مسجد امام صادق 44231352
۳-بزرگ‌راه چمران،ضلعِ شمالِ غربیِ میدان توحید،بن‌بستِ الیزابت،شماره‌ی ۱۰،
میلادِ دانش ۶۶۹۴۷۵۷ - ۶۶۹۲۱۴۲۶

کرج:
نمایشگاه‌های دائمی بهمن
۱-چهارراه طالقانی 2263735 - 2263731
۲-گوهردشت 4482503
۳-گلشهر 3504290
۴-شهریار 3241620
۵-هشت‌گرد 4233184

اهواز:
خیابان زیتون، بعد از فلکه چیتا، کیوسکِ مطبوعاتیِ جنبِ ورودیِ پاساژِ منتظری
مسجدسلیمان:
کتاب‌فروشی عرفان (بهداروند) ۲۲۲۱۶۰۰

ایذه:
میدان امام علی، روبه‌روی بانک تجارت مرکزی، نوشت‌افزار محمودی 5221320

شوشتر:
خیابان شریعتی، کتاب‌فروشی کتاب شهر 6224375
http://dindamal.

اینم کامنت بهدادجانه که شعر پدر رو واسه ما و خوانندگان این وبلاگ هدیه نوروزی کرده اند... دستشون هم درد نکنه چه هدیه ای بهتر از یک شعر از علی بداغی؟

کارِ دل اگر ترانه‏اندوزی بود

یا جامه‏ی ”دلْ‏تنگِ توام!“دوزی بود

تنها نه همین دو هفته‏ی اوّلِ سال

هر روزِ خدا تازه و نوروزی بود

علی بداغی


ماچ

البته اون ماچ آخرش  مال شما خوانندگان عزیز چون من به ماچ حساسیت دارم.

یه دوست عزیز هم به نام رضوان کامنت داده اند که:

 سلام باتاخیر سال نو مبارک. 5وارونه سالها پبش خوندم استاد علی بداغی فوق العاده کار کرده بود. میخوا بیشتر ازش بدونم و الان کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  وبت هم زیاد پر بار نبود نمیگم شعرای ادم بزرگارو بزن ولی متنی بنویس که حداقل بیشتر از 2ثانیه ذهن ادمو درگیر و معطوف کنه. یه دوست.

 

سلام سال نوی شما هم مبارک

والله کمی حق دارین کمی هم نه

ضمنا این وب نیست بلاگه اونم یه بلاگ جدا از دست کاربرش شاکی!!!

اصلا من سالی یه بار میام اینجا اونم چی بشه!!!

الانم این کامنتها رو دیدم دیگه خجالت کشیدم گفتم یه حرکتی چیزی آخه!!

متن نوشتنی که ذهنت رو درگیر کنه...

عزیزم اگه عاشق باشی که ذهنت درگیره احتیاج به متن من و امثال من نداری

اگر هم عاشق نیستی که من که هیچی خود فردوسی هم نمیتونه ذهنت رد درگیر کنه

باید خلاصه یه جورایی تشنه بای تا تو حروف هم او را ببینی

موفق باشی و پایدار

یه خانمی هم به نام رونیتا خیلی من رو شرمنده کردند و بهنام عزیز که فکر کنم بهنام فروم خودمونه

در کل بازم میگم

این تاپیک مال فروم خودمونه در مورد استاد علی بداغی

(علی بداغی شاعری معاصر و گمنام .... اما بسیار قابل احترام ( اشعار علی بداغی ))

اینم وب خود استاد علی بداغی عزیز و بینظیر و دوست داشتنی (http://dindamal.blogfa.com)

موفق باشین و یا حق

 

ارادتمند.... امیر عباس....بچه تهرانپارس!!

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - امیر عباس انصاری

 

 غروب

 

غروب

شعری از محمد کاظم کاظمی درباره بازگشت مهاجرین افغان به وطنشان

 

غروب درنفس گرم جاده خواهم رفت

پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد

وسفره ام که تهی، بود بسته خواهدشد

ودرحوالی شبهای عید، همسایه!

صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!

همان غریبه که قلک نداشت، خواهد رفت

وکودکی که عروسک نداشت ، خواهد رفت

منم تمام افق را به رنج گردیده

منم که هرکه مرا دیده درگذر دیده

منم که نانی اگر داشتم، از آجر بود

وسفره ام که نبود، ازگرسنگی پربود

به هرچه آیینه تصویری از شکست من است

 به سنگ سنگ بناها،  نشان دست من است

اگر به لطف اگر به قهر می شناسندم

تمام مردم این شهر می شناسندم

من ایستادم اگر پشت آسمان خم شد

نماز خواندم، اگر شهر ابن ملجم شد

چگونه بازنگردم که سنگرم آنجاست؟

چگونه آه! مزار برادرم آنجاست؟

چگونه بازنگردم که مسجد و محراب

وتیغ، منتظر بوسه برسرم آنجاست

به من مگوی که یک پا و یک عصا دارم

کرانه ای که در آن خوب می پرم آنجاست

شکسته می گذرم امشب از کنار شما

وشرمسارم از الطاف بی شمار شما

من از سکوت شب سردتان خبر دارم

شهید داده ام، ازدردتان خبردارم

توهم به سان من از یک ستاره سر دیدی

پدر ندیدی وخاکستر پدر دیدی

توئی که کوچه ی غربت، سپرده ای با من

ونعش سوخته برشانه، برده ای بامن

توزخم دیدی، اگر تازیانه من خوردم

توسنگ خوردی، اگر آب ودانه من خوردم

 اگرچه مزرع ما دانه های جو هم داشت

وچند بوته ای مستوجب درو هم داشت

اگرچه تلخ شد، آرامش همیشه ی تان

اگرچه کودک من، سنگ زد به شیشه ی تان

اگرچه سیبی ازاین شاخه نا گهان گم شد

و مایه ی نگرانی برای مردم شد

اگرچه متهم جرم مستند بودم

اگرچه لایق سنگینی لحد بودم

دم سفر مپسندید ناامید مرا

ولو دروغ، عزیزان! بِغِل کنید مرا

تمام آنچه ندارم نهاده خواهم رفت

پیاده آمده بودم ، پیاده خواهم رفت

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان

ومستجاب شود باقی دعاهاتان

همیشه قلک فرزندهایتان پرباد

ونان دشمنتان هرکه هست، آجرباد

 

 

ارادتمند... امیر عباس... بچه تهرانپارس!! 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ - امیر عباس انصاری

پنجِ وارونه چه معني دارد ؟



پنجِ وارونه چه معني دارد؟
خواهر كوچكم از من پرسيد.
من به او خنديدم.
كمي آزرده و حيرت‌زده گفت:
روي ديوار و درختان ديدم.
بازهم خنديدم.
گفت: ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه
پنجِ وارونه به مينو مي‌داد.
آن‌قدَر خنده بَرَم داشت
كه طفلك ترسيد.
بغلش كردم و
بوسيدم و
با خود گفتم:
بعدها
وقتي باريدنِ بي‌وقفه‌ي درد
سقفِ كوتاهِ دلت را خم كرد
بي‌گمان مي‌فهمي
پنجِ وارونه چه معني دارد.
رفت و سيبي آورد
نصف كرديم.
دمي خيره بر آن نيمه به نجوا مي‌گفت:
نكند يعني ... يعني ... همين نيمه‌ي سيب!؟
تنِ آن نيمه، تبِ خواهش بود.
گاز زد.
خنده‌ي لب‌هاي خدا را چيدم.
خيره بر نيمه‌ي گنديده‌ي خود خنديدم.
علي بداغي

قابكي بي‌رنگ
  مرغكي دل‌تنگ
سال‌ها بيدار
  جلوه‌ي ديوار
 
آسمان بسته
  بال‌ها خسته
 
آن همه پرواز
  عاقبت آغاز
علي بداغي


برگزيده‌ای از كتابِ "آن همه پرواز، عاقبت آغاز" / علی بداغی / نشر دارينوش / 1373

 
 
 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٦ - امیر عباس انصاری

سخنان ادیبانه بزرگان

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابيندرانات تاگور


گاهی اوقات مرگ بازی قایم موشک دارد. به این طریق که ناگهان از گوشه ای به در آمده گریبان شخصی را که هیچ به مرگ فکر نمی کرد می گیرد و او را با خود می برد. این است یکی از تفریحات او !!! . موريس مترلينگ


زيبايي ناپايدار و فضيلت جاودانه است . گوته


كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود. مونتسكيو

دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . ارد بزرگ

شكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست . بودا

وقایع خوش زندگي مثل درختان سبز و خرمي است که وقتيکه از دور نظاره شان می کنيم خيلي زيبا به نظر می رسند ولي به مجرد آنکه نزديکشان شده و در داخلشان می رويم زيبائيشان هم از بين می رود ، شما در اين موقع نمی توانيد بفهميد زيبائیش به کجا رفته ، آنچه می بينيد چند درخت خواهد بود و بس. شوپنهاور


زناشوئي در حقيقت پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند اگر خوب گرفت هر دو بارور مي شوند و اگر بد شد هر دو خشك مي شوند . (سعيد نفيسي)



 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٦ - امیر عباس انصاری

و یک آرزو برای یک مشتاق زیارت... خودم

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٦ - امیر عباس انصاری

لیله الرغائب یا....... شب آرزوها.....

* لیله الرغائب *

 

شب جمعه اول ماه رجب را لیله الرغائب می گویند.
از برای آن عملی از حضرت رسول صلی الله علیه واله وارده شده با فضیلت بسیار. سید در اقبال و علامه در اجازه بنی زهره نقل کرده اند: از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار به سبب او آمرزده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد، چون شب اول قبر او شود، حقتعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوترین صورتی با روی گشاده و درخشان و زیبان فصیح.

پس با وی گوید ای حبیب من بشارت باد ترا که نجات یافتی از هر شدت و سختی. گوید تو کیستی، به خدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بوئی بهتر از بوی تو نبوئیدم. گوید من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجای آوردی.آمدم امشب به نزد تو تا حق ترا ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم. وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند.

در عرصه قیامت پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد هرگز و کیفیت آنچنان است که روز پنجشنبه اول آن ماه را روزه میداری، چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز می گذاری، هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه انا انزلناه و دوازده مرتبه قل هو الله احد می خوانی و چون فارغ شدی از نماز، هفتاد مرتبه می گویی سبوح قدوس رب الملائکه و الروح. پس سر از سجده بر می داری و هفتاد مرتبه می گویی رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم. پس باز به سجده می روی و هفتاد مرتبه می گویی سبوح قدوس رب الملائکه و الروح. پس حاجت خود را طلب می کنی که انشاالله برآورده خواهد شد.

دان نیز که در ماه رجب زیارت حضرت امام رضا (ع) مندوبست و اختصاصی دارد. چنانچه عمره در این ماه فضیلت دارد و روایت شده که تالی حج است در فضیلت و منقولست که جناب علی ابن حسین (ع) معتمر شده بود در ماه رجب و شبانه روز نماز در نزد کعبه می گذشت و پیوسته در سجده بود. در شب و روز این ذکر از آن حضرت شنیده می شد که در سجده می گفت : عظم الذنب من عبدک فلیحشن العفو من عندک.

مفاتیح الجنان - در اعمال لیله الرغائب

یا حق... التماس دعا....امیرعباس.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٦ - امیر عباس انصاری